مؤلف مجهول

60

تاريخ سيستان

بزبانى فصيح بگفتند با خداوندان كه : به خداوند كعبه كه محمد آفريده شد و او امانيست بر دنيا و سراجى اهل آن را ، و اندر آن شب همه كاهنان از يك ديگر محروم گشتند و علم ايشان بشد و همه تختهاء ملوك عالم اندر آن شب نگون گشته بود كه بامداد بديدند ، و همه ملوكان [ 1 ] آن شب زبان بسته گشتند كه اين سخن نيارستند گفتن تا بامداد ، و وحوش زمين و هوام دريا همه يك ديگر را بشارت همى دادند بموجود آمدن او عليه السّلم ، و مليكه ندا همى كردند به آسمان و زمين كه بشارت شما را كه رسيد وقت بيرون آمدن ابو القسم صلَّى الله عليه كه نه ماه بگذشت بى دردى و سختى ، بعالم اندر آشكاره گشت ، و او هنوز نيامده بود كه پدر وى بدان جهان شد . مولود محمّد مصطفا عليه السّلم و محمّد بن موسى الخوارزمى [ 2 ] گويد اندر تاريخ خويش كه مولود مصطفا روز دو شنبه بود لثمان [ 3 ] ليال خلون من شهر ربيع الاول سنة الفيل ، پس از آن به پنجاه روز زاد ، كى [ 4 ] اصحاب فيل به مكه هلاك شدند ، هفدهم دى ماه و بيستم نيسان سنهء ثمانمايه و اثنى و ثمانين از گاه [ 5 ] ذو القرنين و خورشيد اندر آن روز بثور ده درجه ، و ماه اندر

--> [ 1 ] جمع ملك است كه به فارسى بر ملوك افزوده و در انشا و شعر قديم اين رسم جايز بوده است . [ 2 ] محمد بن موسى ، و اصله من خوارزم و كان منقطعا الى خزانة الحكمة للمأمون و هو من اصحاب علوم الهيئة و كان الناس قبل الرصد و بعده يعوّلون على زيجه الأول و الثانى و يعرفان بالسند هند ، و له من الكتب كتاب الزيج نسختين اولى و ثانية ، كتاب الرخامة ، كتاب العمل بالأسطرلابات ، كتاب عمل الا سطر لاب ، كتاب التاريخ . ( الفهرست چاپ قاهره ص 383 ) . [ 3 ] در اصل چنين بوده بعد آن را حك كرده « بثمان » نوشته‌اند ! [ 4 ] در اين كتاب گاهى ( كه ) هاى رابطه را بقاعدهء املاى قديم ( كى ) نوشته‌اند و معلوم مىشود املاء اصل نسخه اول را در نسخهء بعد كه مأخذ ماست تغيير داده‌اند ولى گاهى املاى قديم از زير قلم كاتب در رفته است و به حال خود باقى مانده چنان كه گاهى بجاى « به » بىنوشته شده و گاه بجاى علامت اضافه يائى در كلمه افزوده‌اند . [ 5 ] اصل : آنگاه : و اما تاريخ تولد حضرت رسول ( ص ) را مورخان باختلاف ذكر كرده‌اند : مسعودى در التنبيه و الاشراف گويد : . . . عام الفيل لثمان خلون من ربيع الاول و قيل لعشر و هو اليوم الثامن من ديماه سنهء 1317 من به دو ملك بخت نصر و اليوم العشرون من نيسان سنه 882 للاسكندر بن فيلبس الملك و سنه 39 من ملك انوشروان و ذلك بعد قدوم اصحاب الفيل بمكة بخمسة و ستين يوما . . . الخ و ابن اثير در كامل آن را در بيستم نيسان و 12 ربيع الاول سال 42 پادشاهى انوشروان و 882 اسكندر شمرده ، و طبرى در دوشنبه 12 ربيع الاول سال 810 از تاريخ قديم و موافق 20 نيسان سال بر 891 از روزگار اسكندر . . . و با مراجعه بجداول تاريخى آثار الباقيهء ابو ريحان ( ص 121 - 131 ) اختلافات ديگرى هم ديده مىشود .